مقالهی arXiv:2610.19128 · در صف خبرنامه
CLASHarness: Benchmarking Multi-Agent Conflict in Computer Use via a Controllable and Verifiable Generation Pipeline
بنچمارک تعارض بین ایجنتها در کار با کامپیوتر: سابایجنتهایی که گزارش کهنه یا دستور متناقض میدهند
- تاریخ
- (۲۱ مهر ۱۴۰۵) 2026-10-13 تأییدشده از روی تاریخ ارسال نسخهی اول در آرکایو
- نویسندهها
- Yuxiang Lai, Jike Zhong, Chengzhi Liu, Ming Li, Haonan Wang, Xiaofeng Yang, Liang Zhao, Youbao Tang, Ruixi Fan
- نهاد نویسندهها
- Emory University; University of Southern California; University of California, Santa Barbara; University of Florida; Columbia University
- موضوعها
خلاصهی فارسی
مسئله
مدلهای بینایی-زبان در سیستمهای چندایجنتی برای خودکارسازی کار با کامپیوتر به کار میروند، اما بنچمارکها بیشتر محیط سازگار و همکار را فرض میکنند. در همکاری واقعی، ایجنتهای همکار یا سابایجنتها وضعیت کهنه گزارش میدهند، دستور متناقض صادر میکنند یا سر مجوز و فایل مشترک رقابت میکنند؛ مثلاً سابایجنتی میگوید فایل ذخیره شده در حالی که نشده است. ساختن دستی چنین سناریوهایی مقیاسپذیر نیست و تولید آزاد با مدل زبانی به انحراف روایت، لو رفتن پاسخ و معیارهای غیرقابل برآوردن میانجامد.
روش
چارچوب CLASHarness تعارضهای قابل تأیید چندایجنتی را با برنامهریزی سلسلهمراتبی سناریو و یک خط لولهی هشتمرحلهای تأییدشده تولید میکند. واقعیتهای بصری تعیینکننده را پیش از رندر ثبت میکند و ارزیابهای ترکیبی کدی و معنایی را مستقیم از مسیرهای مرجع اجراشده میسازد، پس هر تسک ساختاراً قابل حل است. بنچمارک شامل ۶۰۰ تسک چندمرحلهای است و ۱۵ مدل پیشرو روی آن ارزیابی شدند.
یافتهها
- وقتی خروجی سابایجنت با محیط تعارض دارد، مدلهای ضعیفتر کورکورانه از اطلاعات گمراهکننده پیروی میکنند، ولی مدلهای قویتر شواهد بصری را برای تأیید واقعیت بررسی میکنند.
- حل تعارض خیلی سختتر از یافتن آن است: ایجنتها ناهمخوانی را میبینند، ولی اصلاح فعال وضعیت سیستم موفقیت را بهطور چشمگیری پایین میآورد.
- پروتکلهای هماهنگی گلوگاه همگانیاند: حتی مدلهای پیشرو بیش از ۵۸ درصد اقدامهای پایانی را خراب میکنند و اغلب آزاد کردن قفل مشترک یا تحویل تسک را فراموش میکنند.
محدودیتها
نویسندهها میگویند بررسیهای معنایی با داور مدل زبانی و بدون مطالعهی انسانی انجام شده (با رأیگیری سهنمونهای و تأیید چندداوری کم شده)، و حل تعارض از روی لاگها و ردپای فضای کاری سنجیده شده نه گفتوگوی زنده.
چرا مهم است
سیستمهای چندایجنتی فقط وقتی قابل اعتمادند که ایجنتها حرف همدیگر را بیچونوچرا نپذیرند. این کار نشان میدهد این مهارت، و بهویژه بستن درست کارهای مشترک، هنوز ضعف اصلی مدلهاست.