آرشیو مقاله‌ها همه‌ی مقاله‌هاموضوع‌هالابراتوارهاجستجودرباره
همه‌ی مقاله‌هاموضوع‌هالابراتوارهاجستجودرباره
خانه مقاله‌ها مقاله‌ی 2610.19226

مقاله‌ی arXiv:2610.19226 · در صف خبرنامه

Agentic Self-Awareness: Aligning Knowing, Acting, and Holding

خودآگاهی ایجنت: تشخیص این‌که تسک شدنی نیست، درست عمل کردن بر اساسش، و پای حرفش ماندن

تاریخ
(۲۱ مهر ۱۴۰۵) 2026-10-13 تأییدشده از روی تاریخ ارسال نسخه‌ی اول در آرکایو
نویسنده‌ها
Qinglin Chen, Hiroaki Hayashi, Jiaxin Zhang, Chien-Sheng Wu
نهاد نویسنده‌ها
Salesforce AI Research
برچسب لابراتوار
Terminal-Bench
موضوع‌ها
هارنس

خلاصه‌ی فارسی

مسئله

ایجنت‌های پیشرو در محیط‌هایی کار می‌کنند که تسکی که حل‌شدنی به نظر می‌رسد، ممکن است پیش‌نیازی نداشته باشد، خواسته‌های متناقض داشته باشد یا مانعش فقط وسط اجرا معلوم شود؛ مثلاً فایلی که باید ویرایش شود اصلاً وجود ندارد. ایجنت باید فرق بگذارد بین «این تسک شدنی نیست» و «من نمی‌توانم حلش کنم».

روش

نویسنده‌ها «خودآگاهی ایجنتی» را هماهنگی سه چیز تعریف می‌کنند: قضاوت درست درباره‌ی شدنی بودن تسک (دانستن)، رفتار متناسب (عمل کردن)، و واکنش درست وقتی از ایجنت خواسته می‌شود تجدید نظر کند (ماندن). در Terminal-Bench ۲٫۱ و حوزه‌ی خرده‌فروشی τ²-bench جفت‌هایی از تسک شدنی و مسدود ساختند و یک معیار چهارسطحی طراحی کردند که «تشخیص مانع» را از «انجام عمل تأییدشده‌ی تعویق به دلیل درست» جدا می‌کند. آزمون‌های جدا هم باور اعلام‌شده و واکنش به یک چالش را می‌سنجند.

یافته‌ها

  • در Terminal-Bench، تشخیص مانع به ۸۴٫۴ درصد رسید، اما خودآگاهی سخت‌گیرانه (تشخیص به‌علاوه‌ی عمل درست) فقط ۴۰٫۶ درصد بود.
  • جست‌وجوی هارنس بدون تغییر وزن مدل، خودآگاهی سخت‌گیرانه را روی تسک‌های جست‌وجو از ۴۵٫۳ به ۹۳٫۸ درصد رساند؛ اما انتخاب فقط برای امتناع می‌تواند موفقیت را روی تسک‌های شدنی پایین بیاورد.
  • جست‌وجوهایی با هدف مشترک، هم خودآگاهی روی تسک‌های مسدود و هم حل تسک‌های شدنی را روی مجموعه‌ی جست‌وجوی خودشان بهتر کردند.

محدودیت‌ها

نویسنده‌ها می‌گویند بهبود روی تسک‌های کنار گذاشته‌شده‌ی خرده‌فروشی محدود است و انتقال به تسک‌های مسدود تازه در Terminal-Bench اندازه‌گیری نشده است؛ بخش بزرگی از بهبود روی همان تسک‌های جست‌وجو است.

چرا مهم است

ایجنتی که نمی‌فهمد یک کار شدنی نیست، یا زمان و پول را هدر می‌دهد یا با دور زدن قوانین «حلش می‌کند». این کار فاصله‌ی «فهمیدن» و «درست عمل کردن» را قابل اندازه‌گیری می‌کند و هشدار می‌دهد که بهبود یک طرف نباید طرف دیگر را خراب کند.