مقالهی arXiv:2610.17757 · در صف خبرنامه
Instructions Are Evidence, Not Objectives: Measuring Outcome Alignment of Agents
دستور کاربر شاهد است، نه هدف: ایجنت باید نیازهای واقعی کار را از محیط بفهمد
- تاریخ
- (۲۱ مهر ۱۴۰۵) 2026-10-13 تأییدشده از روی تاریخ ارسال نسخهی اول در آرکایو
- نویسندهها
- Kaiming Liu, Yuxuan Liu, Jinrui Ju, Minyuan Ruan, Xuanyu Lei, Peng Li, Yang Liu
- نهاد نویسندهها
- Tsinghua University
- موضوعها
خلاصهی فارسی
مسئله
ایجنتها دستورهای پیچیده را دنبال میکنند، اما دستور اولیه در عمل اغلب ناقص است. نویسندهها در تحلیل ۱۰۰ مسیر کاربر-ایجنت از SWE-chat دیدند ۵۶ درصد دستورهای اولیه نیازهایی را جا انداختهاند که بعداً لازم شده، و ۵۲ درصد نیازهای مفید بعدی را میشد از خود پروژه فهمید. کاربر نیازها را از فهم خودش از کار میگوید و این «نیازهای گفتهشده» اغلب با «نیازهای واقعی» تسک فرق دارند؛ مثلاً کاربر میگوید «این تابع را سریعتر کن» ولی نمیگوید خروجیاش باید با نسخهی قبلی سازگار بماند.
روش
نویسندهها این توانایی را «همراستایی با نتیجه» مینامند: ایجنت دستور را شاهد ببیند، نیازهای واقعی را از دستور و محیط استنباط کند و برآوردهشان کند، حتی وقتی کاربر هنوز از همهشان خبر ندارد. بنچمارک TiGanEval از تسکهای مهندسی نرمافزار و پژوهشی ساخته شده که در هر کدام کاربر واقعاً بخشی از نیازها را نمیداند، هر نیاز از کد و رفتار اجرایی محیط قابل کشف است، و نیازهایی که ایجنت خودش استنباط کرده از نیازهایی که کاربر بعد از دیدن کار اضافه میکند جدا میشود.
یافتهها
- هشت مدل پیشرو، از جمله GPT-5.6-Sol، با رفتن از مشخصات کامل به دستور ناقص ۵۳ تا ۶۷ امتیاز از نرخ موفقیت را از دست دادند.
- بازخورد دربارهی پیامدها در چهار بار ارسال، این فاصله را پر نکرد.
- هارنس «حالت برنامهریزی» هم نتوانست کمبود این توانایی در خود مدل را جبران کند.
محدودیتها
نویسندهها میگویند هزینه، اندازهی مجموعهی تسکها را محدود کرد و امکان آموزش مدل برای بهتر کردن این توانایی را نداد؛ شبیهساز کاربر هم برای پایداری ارزیابی رفتار سادهشدهای دارد.
چرا مهم است
هرکس کاری را به ایجنت سپرده، دیده که دقیقاً همان چیزی را انجام میدهد که گفته شده و نه آنچه لازم بوده. این کار این فاصله را قابل اندازهگیری میکند و نشان میدهد با هارنس بهتر حل نمیشود و باید در خود مدلها ساخته شود.